آهنگ چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی
آهنگ چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی با متن و پخش آنلاین و دانلود MP3

ترانه چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی
ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطره تو هم سنگین شده
ای به روی چشمه من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچون بارانی که شوید جسمه خاک هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای طپشهای تنه سوزانه من آتشی در سایه ی مژگانه من
بدو ملودی
ای مرا با شوره شعر آمیخته این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی
ای دو چشمانت چمنزاران من داغه چشمت خورده بر چشمانه من
بیش از اینت گر که در خود داشتم هر کسی را تو نمی انگاشتم
وقتی آهنگ چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی رو بشنوید، انگار یه خاطرهی تلخ قدیمی دوباره زنده میشه. ملودیهای این آهنگ، مثل قدمهایی توی یه کوچهی خلوت، شما رو به جایی میبرن که شاید حتی نمیخواستید دوباره ببینید. این اثر تازه منتشر شده مثل یه نامه قدیمی از روزهای دور حسرت داره.

آهنگ چون تب عشقم چنین افروختی لاجرم شعرم به آتش سوختی صدای بیکلام یه شب بارونی رو داره. انگار هر نتی که به گوش میرسه، دل آدم رو کمی بیشتر میشکنه، مثل وقتی که نمیتونی چیزی رو فراموش کنی. ملودیها آروم آروم جلو میرن، مثل حرفایی که توی دلت مونده. یه آهنگیه که تا انتها میشنویش و در آخر با یه بغض تمومش میکنی.
این آهنگ رو از بدو ملودی بگیرید و بذارید این حس تلخ و شیرین به دلتون بنشینه. موسیقی گاهی همدمیه که فقط حرف دل شما رو میفهمه.