آهنگ هيچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
آهنگ هيچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم با متن و پخش آنلاین و دانلود MP3

ترانه هيچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
ما ز فردا نگرانيم که فردا چه کنيم
زير اين بار گرانیم که جان را چه کنيم
تو ز من ثانيه هايی که نه از آن من است ميخواهی
آتشی را که نه در جان من است میخواهی
بدو ملودی
روزگار روز مرا پيش فروشی کرده
دل بيدار مرا پير خموشی کرده
هيچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
چه کنم نيست هوايی که دلی تازه کنم
بزرگترین آرشیو موسیقی در کانال تلگرام بدو ملودی
قصد من نيت آزار نبود جنس من درخور بازار نبود
جنسم از خاک و دلم خاکی تر روح من از خود من شاکی تر
جنسم از رنگ طلا بود و نه از جنس طلا
دل گرفتار بلا بود و سزاوار بلا
دل گرفتار بلا بود و سزاوار بلا
ما ز فردا نگرانيم که فردا چه کنيم
زير اين بار گرانیم که جان را چه کنيم
تو ز من ثانيه هايی که نه از آن من است ميخواهی
آتشی را که نه در جان من است میخواهی
روزگار روز مرا پيش فروشی کرده
دل بيدار مرا پير خموشی کرده
هيچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم
چه کنم نيست هوايی که دلی تازه کنم
زمانی بگذارید تا صدای دلنشین هيچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم، همچون آبی زلال بر قلبتان جاری شود. این آهنگ، قصهای را زمزمه میکند که هر کلمه و هر نت آن، همچون لمس آرامی از نسیم بر چشمان بسته است. ترانهای که تو را به دنیایی دیگر میبرد و از روزمرگیها رها میسازد.

در هيچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم، ملودی همچون جویباری روان است و هر نت، قصهای از هزاران خاطرهی پنهان را با خود حمل میکند. از طریق بدو ملودی، این ترانه را به سادگی دانلود کن و بگذار شعر و موسیقی دست در دست هم، روحت را نوازش کنند و تو را در آرامشی بیانتها غرق کنند.
بیا و در گوشهای از زندگی روزمرهات، هيچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم را زمزمه کن؛ آهنگی که چون شعری بیانتها، در قلبت جای خواهد گرفت.